السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

191

تفسير الميزان ( فارسي )

* ( « وَهُوَ الَّذِي فِي السَّماءِ إِله وَفِي الأَرْضِ إِله وَهُوَ الْحَكِيمُ الْعَلِيمُ » ) * يعنى او كسى است كه در آسمانها معبود مستحق عبادت است ، و نيز در زمين معبود است يعنى مستحق عبادت است . و خلاصه او به تنهايى مستحق معبوديت اهل آسمانها و زمين است . و تكرار كلمه « إله » - به طورى كه گفته‌اند - هم تاكيد را افاده مىكند ، و هم دلالت مىكند بر اينكه إله بودن خدا در آسمان و زمين به معناى آن است كه الوهيت او متعلق به آسمانها و زمين است ، نه به اين معنا كه او در آسمانها و زمين و يا در يكى از آن دو مكان جاى دارد . و در اين آيه شريفه مقابله اى نسبت به آلهه اى كه مشركين براى آسمان و زمين اثبات مىكنند به كار رفته ، مىفرمايد در همه آسمانها و زمين جز او إله و معبودى نيست . و در اينكه آيه شريفه را با جمله * ( « وَهُوَ الْحَكِيمُ الْعَلِيمُ » ) * ختم فرموده ، با در نظر گرفتن اينكه جمله مذكور انحصار را مىرساند ، اشاره اى است به وحدانيت خدا در ربوبيت كه لازمه اين وحدانيت در ربوبيت داشتن حكمت و علم است . * ( « وَتَبارَكَ الَّذِي لَه مُلْكُ السَّماواتِ وَالأَرْضِ وَما بَيْنَهُما وَعِنْدَه عِلْمُ السَّاعَةِ وَإِلَيْه تُرْجَعُونَ » ) * اين آيه شريفه ثنايى است بر خداى تعالى به داشتن خير كثير ، چون معناى « مبارك » بودن اين است كه محل صدور خير كثير باشد . و هر يك از صفات سه گانه اى كه در آيه شريفه آمده ، حجتى است مستقل بر يگانگى خدا در ربوبيت . اما مالك بودنش براى همه عالم روشن است و احتياج به استدلال ندارد ، چون براى كسى اثبات ربوبيت مىشود كه مالك باشد تا بتواند ملك خود را تدبير كند ، و اما كسى كه مالك نيست معنا ندارد مدبر باشد . و اما اينكه علم به قيامت را منحصر در خداى تعالى كرده ، دليل آن نيز روشن است ، براى اينكه قيامت عبارت است از منزل نهايى كه تمام موجودات به سوى آن در حركتند ، و چگونه ممكن است كسى مدبر همه عالم باشد ولى از منتهى اليه سير مخلوقات خود اطلاعى نداشته باشد . پس خداى تعالى يگانه رب موجودات است ، نه آن خدايانى كه مشركين ادعاء مىكنند . و اما اينكه فرمود موجودات به سوى او بازگشت مىكنند ، دليلش اين است كه برگشتن به سوى خداى تعالى به خاطر حساب و جزاء است ، و حساب و جزاء ، آخرين مرحله تدبير است ، و معلوم است كسى كه تدبير عالم به دست او است رجوع عالم نيز به سوى او است ، و كسى كه تدبير و رجوع بسوى او است ربوبيت هم از آن او است .